X
تبلیغات
كلاسي به وسعت آسمان

كلاسي به وسعت آسمان
كلاس دوم الف - دبستان پسرانه سما - نجف آباد
لینک دوستان

       

 

                                 

در مجالي كه برايم باقيست

                                     باز ، همراه شمامدرسه اي ميسازيم

كه در آن همواره، اول صبح

                                   به زباني ساده

                                                     مهر تدريس كنيم       

وبگوييم خدا

                    خالق زيبايي و سراينده ي عشق

                                                                         آفريننده ي ماست .

مهربانیست که ما را به نکویی


                                         دانایی


                                                     زیبایی


                                                                 وبه خود میخواند.

  


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ] [ 21:10 ] [ حجتي ]

علل و عوامل بدخطی(نارسا نویسی)

(راهکارهای عملی توسط والدین و معلمان مقطع ابتدایی)

 

در بررسی علل بدخطی دانش آموزان دوره ابتدایی، علاوه بر عوامل آموزشی وتربیتی موثر بر دست خط آنان ،بایدعوامل مربوط به وضعیت جسمی وروانی کودکان نیز مورد توجه قرار گیرد.چه بسا بد خطی دانش آموزان بدلیل ضایعات استخوانی، عصبی یا حالات عاطفی وروانی نامطلوب باشد.در این صورت آموزشهای معلم در زمینه خوشنویسی کافی نخواهد بودوارجاع به یک متخصص، امری ضروری است.از میان همه مهارتهای تحصیلی، نوشتن ملموسترین آنهاست .زیرا فرد با استفاده از این مهارت سندی از خود به جای می گذارد.به همین دلیل مهارت در خوشنویسی اهمیت بسزایی دارد.شناخت علل وعوامل موثر بر بدخطی از آن جهت اهمیت دارد که با ریشه یابی ورفع آنها می توان تا حد زیادی به مهارت در خوشنویسی کمک کرد.در این مقاله ضمن بررسی علل بد خطی کودکان، به ارائه راهکارهای مناسب برای رفع این مشکل می پردازیم.


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 ] [ 8:22 ] [ حجتي ]

[ شنبه یکم مهر 1391 ] [ 13:32 ] [ حجتي ]

 

همکاران عزیز ٬ دانش آموزان پرتلاش

صمیمانه ترین شاد باش های ما را پذیرا باشید

[ پنجشنبه سی ام شهریور 1391 ] [ 9:38 ] [ حجتي ]
 
 

یک روز کاملاً معمولى تحصیلى بود. به طرح درسم نگاه کردم و دیدم کاملاً براى تدریس آماده ام. اولین کارى که باید مى کردم این بود که مشق هاى بچه ها را کنترل کنم و ببینم تکالیفشان را کامل انجام داده اند یا نه.


هنگامى که نزدیک تروى رسیدم، او با سر خمیده، دفتر مشقش را جلوى من گذاشت و دیدم که تکالیفش را انجام نداده است. او سعى کرد خودش را پشت سر بغل دستیش پنهان کند که من او را نبینم. طبیعى است که من به تکالیف او نگاهى انداختم و گفتم: «تروى! این کامل نیست.»


او با نگاهى پر از التماس که در عمرم در چهره کودکى ندیده بودم، نگاهم کرد و گفت: «دیشب نتونستم تمومش کنم، واسه این که مامانم داره مى میره.»


هق هق گریه او ناگهان سکوت کلاس را شکست و همه شاگردان سرجایشان یخ زدند. چقدر خوب بود که او کنار من نشسته بود. سرش را روى سینه ام گذاشتم و دستم را دور بدنش محکم حلقه کردم و او را در آغوش گرفتم. هیچ یک از بچه ها تردید نداشت که تروى بشدت آزرده شده است، آن قدر شدید که مى ترسیدم قلب کوچکش بشکند. صداى هق هق او در کلاس مى پیچید و بچه ها با چشم هاى پر از اشک و ساکت و صامت نشسته بودند و او را تماشا مى کردند. سکوت سرد صبحگاهى کلاس را فقط هق هق گریه هاى تروى بود که مى شکست. من بدن کوچک تروى را به خود فشردم و یکى از بچه ها دوید تا جعبه دستمال کاغذى را بیاورد. احساس مى کردم بلوزم با اشک هاى گرانبهاى او خیس شده است. درمانده شده بودم و دانه هاى اشکم روى موهاى او مى ریخت.


سؤالى روبرویم قرار داشت: «براى بچه اى که دارد مادرش را از دست مى دهد چه مى توانم بکنم » تنها فکرى که به ذهنم رسید، این بود: «دوستش داشته باش... به او نشان بده که برایت مهم است... با او گریه کن.» انگار ته زندگى کودکانه او داشت بالا مى آمد و من کار زیادى نمى توانستم برایش بکنم. اشک هایم را قورت دادم و به بچه هاى کلاس گفتم: «بیایید براى تروى و مادرش دعا کنیم.» دعایى از این پرشورتر و عاشقانه تر تا به حال به سوى آسمان ها نرفته است. پس از چند دقیقه، تروى نگاهم کرد و گفت: «انگار حالم خوبه.» او حسابى گریه کرده و دل خود را از زیر بار غم و اندوه رها کرده بود.

آن روز بعدازظهر مادر تروى مرد. هنگامى که براى تشییع جنازه او رفتم، تروى پیش دوید و به من خیر مقدم گفت. انگار مطمئن بود که مى روم و منتظرم مانده بود. او خودش را در آغوش من انداخت و کمى آرام گرفت. انگار توانایى و شجاعت پیدا کرده بود و مرا به طرف تابوت راهنمایى کرد. در آنجا مى توانست به چهره مادرش نگاه کند و با چهره مرگ که انگار هرگز نمى توانست اسرار آن را بفهمد روبه رو شود. شب هنگامى که مى خواستم بخوابم از خداوند تشکر کردم که به من این حس زیبا را داد که طرح درسم را کنار بگذارم و دل شکسته یک کودک را با دل خود حمایت کنم.




موضوعات مرتبط: داستان
[ یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ] [ 9:3 ] [ حجتي ]

"من میخواهم که فرزندانم جهان را درک کنند، نه به دلیل اینکه جهان جذاب و ذهن انسان کنجکاو است. من میخواهم آنها جهان را درک کنند تا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند آنرا به جایی بهتر مبدل کنند."

 

آیا فرزند من باهوش است؟


ادامه مطلب
[ شنبه یازدهم شهریور 1391 ] [ 8:23 ] [ حجتي ]
 

 

لبخند به لبهای شما حک بادا

غمهای شما هماره اندک بادا

این عید که سرشار زلبخند خداست

بر وسعت جانتان مبارک بادا

[ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 ] [ 6:4 ] [ حجتي ]
با سلام و سپاس از همراهی همیشگی شما دوستان خوب و وفادار

 

با عرض پوزش از حضور کم رنگ در این وبلاگ از کلیه ی دوستان عزیز دعوت میشود برای تبادل نظر به آدرس زیر مراجعه فرمایید .

 

 

http://samamoshavereh.blogfa.com/

 

 

شاد باشید و سرفراز

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

 

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

  

[ شنبه چهاردهم مرداد 1391 ] [ 12:27 ] [ حجتي ]

در ژوئیه سال 1951 میلادی گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی برای معدن یابی ، مشغول زمین کاوی بودند که ناگهان به تخته چوبهایی پوسیده بر خوردند و پس از کاووش بیشتری معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری در زیر زمین ، وجود داشته که گذشت زمان ، آنها را کهنه و پوسیده ساخته است و از علائمی در یافتند که باید این چوبها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفته ای باشد ، این بود که با دقت کامل زمین را شکافتند و در نتیجه چوبهای پوسیده و چیزهای دیگری از آنجا در آوردند و در آن میان ، تخته چوب مستطیلی یافتند که همه را به حیرت انداخت ، زیرا در اثر گذشت زمان کهنگی و پوسیدگی به تمام چوب ها راه یافته بود ، جز این تخته که چهارده اینچ طول و ده اینچ عرض داشت و حروفی چند برآن منقش بود . دولت روس برای تحقیق و بررسی در باره این تخته چوب در 27 فوریه سال 1953 میلادی کمیته ای تشکیل داد که اعضای ان باستان شناسان و استادان شناخت زبانهای عهد عتیق بودند و ما اکنون نام و عنوان آنان را در اینجا می آوریم بالاخره پس از هشت ماه تحقیق و کاووش ، اسرار آن تخته چوب ، برای کمیته تحقیق کشف گردید و معلوم شد که این تخته چوب ، از کشتی حضرت نوح علیه السلام است که برای تیمن و مدد خواهی چیزهائی بر آن نوشته و بر کشتی نصب کرده است . در وسط تخته یک تصویر پنجه نمائی وجود داشت که عبارتی چند به زبان سامانی بر ان نگاشته بود
اکنون آن تخته را در دیدگاه خوانندگان محترم قرار میدهیم تا تصویر و نوشته ها را آنچنانکه در زمان حضرت نوح علیه السلام بوده مشاهده کنند :
از راست به چپ خوانده شود :

کمیته تحقیق ، پس از 8 ماه فکر و دقت و زحمت فراوان ، نوشته مذکور را خواندند و به حروف روسی در آوردند که در ماهنامه ای در مسکو در نوامبر سال 1953 و مجله weekly – mirror در28 دسامبر سال 1953 و روزنامه الهدی در قاهره و در تاریخ 31 مارس سال 1954 درج گردیده است


سپس استاد زبان باستانی شناس بریتانیا اقای MR . N . F . Maks  الفاظ مذکور را به انگلیسی چنین ترجمه کرد :


O. my god my helper , keep my hand with merey and with your holy bodies

: mohamad , alia , shabbar , shabbir , fatema .

 they allare biggests and honourables .

 the world established for them .

 help me by their names .

 you can refrm to right .


ماهنامه star of bartania چاپ لندن در ژانویه سال 1954 و مجله manchestor . sun light در 23 ژانویه سال 1954 و همچنین در مجله London weekly mirror در تاریخ اول فوریه سال 1954


ترجمه :
ای خدای من و ای مددکار من به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذوات مقدس محمد ، ایلیا ، شبر ، شبیر و فاطمه علیهم السلام دست مرا بگیر . این پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند و تمام دنیا برای انان ، برپا شده است . پروردگارا به واسطه نامشان ، مرا مدد فرمای . تو میتوانی همه را به راه راست هدایت نمایی

علی علیه السلام و استمداد حضرت سلیمان علیه السلام


در جنگ جهانی اول در سال 1916 میلادی هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس مشغول سنگر گیری و حمله و آرایش نظامی بودند ، در دهکده کوچکی به نام « اونتره » یک لوح نقره ای پیدا کردند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش ، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود. و چون آن را نزد فرمانده خود « میجرای این گریندل » بردند و هر چه کوشیدند نتوانستند از آن چیزی بهمند ولی دریافتند که این نوشته به زبان اجنبی بسیار قدیمی است و بالاخره این لوح ، به وسیله وی دست به دست گردید تا رسد به دست سرپرست ارتش بریتانیا « لیفتو نانت ، Liftonant   و  گلدستون Glad Stone   و ایشان هم آنرا به دست باستانشناسان بریتانیا سپردند پس از پایان جنگ در سال 1918 میلادی در باره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبان های باستانی بریتانیا و آمریکا و فرانسه و آلمان و سایر کشورهای اروپایی جزء آن کمیته بودند . پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه در سال 1920 میلادی معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام« لوح سلیمانی » و سخنانی از حضرت سلیمان علیه السلام را در بردارد که به الفاظ عبرانی قدیم نگارش یافته است و ما اکنون خود الفاظ لوح را با ترجمه اش در اینجا می آوریم :
از راست به چپ خوانده می شود :

 

منبع این مطلب : the book of languages نوشته tasulwadi صفحه 89 و تاریخ السنه نوشته عاصر صفحه 211 و اللسان قاهره صفحه 530
و اینک ترجمه لوح سلیمانی :
الله ، احمد ، ایلی ، باهتول ، حاسن ، حاسین
یاه احمد ! مقذا ، یاه ایلی ! انصطاه ، یاه باهتول ! اکاشئی ، یاه حاسن ! اضو مظع ، یاه حاسین ! بارفو ، امو سلیمان صوء عئخب زالهلاد اقتا ، بذت الله کم ایلی
یعنی :
ای احمد به فریادم رس ، یا علی مرا مدد فرمای ، ای بتول نظر مرحمت فرمای ، ای حسن کرم فرمای ، یا حسین خوشی بخش ، این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغاثه میکند و علی قدرة الله است

[ چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 ] [ 9:55 ] [ حجتي ]


 

امیدبخش‌ترین آیه قرآن برای نجات فردا


 

استدلال زیبا و امیدبخش امام علی ( ع ) آیه ی ۳۰ سوره ی شورا در باب

 رحمت خداوندمتعال

 

صاحب الغایات (جعفر قمی رازی) به سند خود نقل می‌کند که:

نزد امیرالمومنین علیه‌السلام نشسته بودیم. به اصحابش فرمود: کدام آیه در کتاب خدا هست که به شما برای نجات فردا(ی قیامت) بیشتر امید می‌دهد؟!

یکی از اصحاب به آیه 31 سوره نساء اشاره کرد:

 اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی می‌شوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را از شما محو می کنیم و شما را به جایگاهی ارزشمند و نیکو وارد می کنیم.

امیرالمومنین فرمودند: چقدر نیکوست نظرت! آیا کسی نظر دیگری دارد؟

 

بهاربيست                   www.bahar-20.com  استدلال شيرين امام (ع ) را در ادامه ی مطلب مطالعه فرمایید.


ادامه مطلب
[ سه شنبه سوم مرداد 1391 ] [ 11:0 ] [ حجتي ]

 

پيامبر صلى الله عليه و آله

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ

                                                                هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

          ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و

                                      گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است. 
                                                

                                                  بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5

 

 

امد رمضان و مقدمش بوسیدم

در رهگذرش طبق طبق گل چیدم

من با چه زبان شکر بگویم که به چشم

یک بار دگر ماه خدا را دیدم . . .

 

  آلبوم و آرشیو کارت پستال ها | کارت پستال ماه مبارک رمضان | www.vefagh.co.ir

پروردگارا ...

بر محمد و آل پاکش درور فرست ،

 وبه ما الهام فرما شناخت فضیلت ماه رمضان را 

و بزرگداشت حرمتش را 

وخود داری از آنچه در این ماه حرام کردی

و ما را بر روزه داریش یاری ده

وبه نگهداری اعضا و جوارحمان از گناهانت 

و بکار گیری آنها در آنچه تو را خشنود میسازد 

پروردگارا دور بدار مارا از شرک و الحاد در طریق توحیدت 

واز تقصیر در ستایش و ثنای ذاتت

واز گمراهی از راه شرع و آیینت

و از اغفال و بی توجهی به حرمتت

و از خدعه و فریب دشمنت ،شیطان رانده شده....

آمین یا رب العالمین.

صحیفه سجادیه (مناجات امام سجاد علیه السلام)

فرارسيدن ماه بارش رحمت الهي ، ماه خودسازي و عبوديت ،

 ماه پر خير و بركت  رمضان مبارك باد

 

مارا به دعا کاش نسازند فراموش                                                         

                                                رندان سحرخیز که صاحب نفسانند . . .

[ شنبه سی و یکم تیر 1391 ] [ 12:30 ] [ حجتي ]

 

قدر دانی از ابراز محبت دوستان

 

گاه وسعت اندوه آدمي ، صلابت كوهها و استواري درختان و بي كرانه بودن دريا را به قامت

هزار دريغ و آه به تصوير مي كشد؛

 غم از دست دادن جوان ،  باري است ، كه تحملش ، صبری مي طلبد ایوب وار..

 و دلخوشیم که  دل سپرده ایم  به دريايي دل بزرگواراني كه ما را در اين غم عظيم ياري

كردند و خود را شريك دانستند.

 تردیدی نیست  که زبان جمع خانواده ی ما نیز ٬در بیان تشکر و قدرشناسی از محبت

دوستانی که در این روزها و در این امتحان سخت و شکننده الهی ، ما را مورد ملاطفت قرار

داده و تسلی خاطر ما در این مصیبت جانگداز شده اند، الکن و قاصر

است، اما به رسم  قدرشناسی، لازم می دانیم ادب ورزیده و  از تک تک دوستان عزیز  که به

طرق مختلف ابراز همدردی نمودند ٬  تشکر وافر به عمل آوریم.

خدا عمري عطا كند تا جبران كنيم آنچه را كه لطف عزيزان تبديل به ديني كرده بر دوش ما ؛

 

با آرزوی موفقیت و شادکامی برای تک تک شما عزیزان

در ایام ماه مبارک رمضان ما را از دعای خیر خویش محروم نفرمایید.

 

 

 


موضوعات مرتبط: تشکر و قدردانی
برچسب‌ها: تشکر و قدردانی
[ پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 ] [ 9:8 ] [ حجتي ]
درباره وبلاگ

معلمي همه عشق است و دگر هيچ...


×××××××××××××××××××

خدایا!

به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است

حسرت نخورم


و مردنی عطا کن

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم

اما آن چنان که تو دوست داری .

.: دکتر علی شریعتی .:


××××××××××××××××


با توام با تو خدا!

یک کمی معجزه کن .

چند تا دوست برایم بفرست.

پاکتی از کلمه...

جعبه ای از لبخند....

.نامه ای هم بفرست

کوچه های دل من

باز خلوت شده است.

قبل از اینکه برسم دوستی را بردند

یک نفر گفت به من

باز دیر آمده ای دوست قسمت شده است

باتوام با تو خدا!

یک دل قلابی .یک دل خیلی بد چقدر میارزد؟

من که هر جا رفتم جار زدم .یک دل مجانی . قیمتش یک لبخند.به همین ارزانی!

هیچ وقت اما هیچ کس قلب مرا قرض نکرد.

هیچ کس دل نخرید.

با توام با تو خدا!

پس بیا این دل من مال خودت.

من که دیگر رفتم اما ببر این دل را دنبال خودت!

×××××××××××××××××××
حرفهاي ما هنوز ناتمام...
تا نگاه مي کني
وقت رفتن است

بازهم همان حکايت هميشگي !
پيش از آنکه با خبر شوي
وقت رفتن است....

ای دریغ و حسرت همیشگی ...

ناگهان
چقدر زود
دير مي شود!


@@@@@@@@@@@@@@@@

اینجا که رسیدی چترت را ببند.......

در ایوان خانه ی ما جز باران مهربانی......

هیچ بارانی نمیبارد......